Tags

, , , , , , , , , ,

merci @LalehIrani for translation – please scroll down for actions to help

Hossein - Arash

Hossein Ronaghi Maleki’s letter to Arash Sadeghi; Your resistance and camaraderie have been proven to me-end your hunger strike

Kaleme – May 30, 2012

Seyed Hossein Ronaghi Maleki, imprisoned blogger who launched a hunger strike on May 26, 2012 in protest of his mistreatment and interference by the IRGC and the Intelligence Agency in his case, preventing the upholding of the law and legal procedures, blocking judicial independence, impeding the rights of political prisoners and their families, wrote a letter to his friend imprisoned student Arash Sadeghi, who is being held behind bars in Ward 209 of Evin prison.

According to Kalame, imprisoned student activist Arash Sadeghi launched a hunger strike several days ago in support of his friend Hossein Ronaghi Maleki. Arash Sadeghi was able to visit briefly with his grandfather after 4 months of no visitations while being held in solitary confinement. Arash revealed that during this time, he was interrogated every 3 weeks.

Arash Sadeghi, a student activist from Allameh Tabatabai University was first arrested after the contested presidential elections of 09, on July 9th, and released after enduring 50 days in solitary confinement. He was arrested again on December 09 following the Ashura protests and released on March 6, 2010.

Branches 28 and 26 of Tehran’s Revolutionary Court sentenced Arash Sadeghi to 3 and 6 years respectively. The appellate court reduced the total to one year behind bars plus a 4 year suspended sentence. This student was released after enduring 18 months behind bars even though the court had issued him a one-year sentence.

Last winter while he was visiting the grave of his mother with his grandfather and grandmother, Arash was again arrested. His mother had passed away at her home due to the shock and stress inflicted by security agents.

Following is the text of the letter from Hossein to Arash, as obtained by Kaleme.

Oh breeze, I cannot go to my beloved’s house

You will go there, go safely and send my regards

[by the poet Saeedi]

Dear Arash,

The moment my mother and father told me you have launched a hunger strike in support of your friend I felt both joy and sorrow! I was happy to see you so steadfast and strong by my side. I was sad to know that despite your own dire physical condition, you have launched a hunger strike. You know well that I can never forget your strength, your patience, your talent, your honesty and your gentle soul.

My dear brother!

I know what they did to you after you were arrested on July 9, 2009 by the IRGC and transferred to Eshrat Abad. I know the severe torture you were put under. I know you were arrested again after Ashoura ’88 [Dec ‘09]. I know how the evil ones tormented you and tortured you. Your wounded bruised body and your blackened eyes were the outcome of this Karbala event. I know that today you are standing tall in the solitary confinement of the unjust abusers, and you are enduring great torture and hardship. But you are never humiliated, you hold your head high, and you do not give in to tyranny, so everyone can learn true freedom and resistance from you. I cannot imagine the pain of loosing a mother due to the onslaught of the puppet dictatorship, but you know this suffering too well and you have felt the deep anguish.

My steady comrade!

We live in times when the worth of human beings is completely gone and has been replaced by unjust deeds. These are times when tyrants are attacking freedom fighters and their principles. We must get rid of this darkness with our patience, our stability, and our resistance so that we can shine a light and replace oppression with justice. You know that even before this act of brotherhood, I have well known your steadfast deliverance and integrity.

For this reason I am asking you to put an end to your hunger strike.

This is the request of your friend and your comrade. I hope that you will reach this conclusion, my brother. I hope these dark tormentors know that “sometimes a force can burn a life, and sometimes a sigh can break the tyrant’s back.”

[by the poet Rahim Moeni Kermanshahi].

persian source: KALEME

نامه حسین رونقی به آرش صادقی: برادری و آزادگی‌ات بر من عیان شده است؛ به اعتصاب غذایت پایان بده

اشتراک

چهارشنبه, ۱۰ خرداد, ۱۳۹۱

چکیده :لحظه ای که پدر و مادرم گفتند که در حمایت از دوست و همراهت اعتصاب غذا کرده ای هم احساس شادمانی کردم، هم احساس ناراحتی! شاد بودم از اینکه همچنان محکم و استوار تو را در کنار خود می بینم و ناراحت از اینکه با وضعیت بد جسمی خود دست به اعتصاب غذا زده ای. خوب می دانی استواری، صبوری، استعداد، صداقت و لطافت روحت چیزی نیست که من فراموش کنم….

سیدحسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس زندانی که از روز شنبه ۶ خرداد در اعتراض به ناروایی ها و شکایت از دخالت های سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در امور قضایی و سلب استقلال این قوه و تلاش برای احیای قانون اساسی، آیین دادرسی، استقلال قضایی و احیای حقوق زندانیان سیاسی و خانواده هایشان … دست به اعتصاب غذا زده؛ در نامه ای خطاب به آرش صادقی فعال دانشجویی محبوس دربند ۲۰۹ زندان اوین نوشته است: ما در دورانی واقع شده ایم که ارزش های انسانی به کلی از بین رفته و به جای آن ارزش های غیر انسانی نشسته است. دورانی که ستمگران به آزادگان و ارزش هایشان هجوم آورده اند. ما باید با صبوری، استواری و ایستادگی ظلمات و سیاهی ها را کنار بزنیم و به جای آن نور بنشانیم، ظلم را بر چینیم و جایش عدالت بر پا کنیم. هر دو می دانیم بیش از این برادری، استواری و آزاده بودنت بر من عیان شده است.

به گزارش کلمه، آرش صادقی، فعال دانشجویی دربند، چند روز پیش در حمایت از حسین رونقی، زندانی سیاسی اعتصابی، دست به اعتصاب غذا زده است. این زندانی سیاسی که پس از نزدیک به چهارماه اجازه یافته بود در حضور ماموران با پدربزرگ خود ملاقات داشته باشد، گفته بود در طی این مدت در انفرادی بوده است و هر سه هفته یک بار او را برای بازجویی می برند.

آرش صادقی، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی در جریان سرکوب های پس ازانتخابات ۸۸ اولین بار در تاریخ ١٨ تیر ٨٨ بازداشت و بعد از ۵٠ روز انفرادی، آزاد شد. او مجددا در پی حوادث عاشورای ٨٨ بازداشت و در ١۵ اسفند همان سال آزاد شد.

بر اساس این گزارش، آرش صادقی در شعبه های ٢٨ و ٢۶ دادگاه انقلاب تهران به ترتیب به ٣ و ۶ سال محکوم و در دادگاه تجدید نظر حکم ٣ سال به برائت و ۶ سال حبس تعزیری اش به ۴ سال تعلیقی و ١سال تعزیری کاهش یافت. این فعال دانشجویی در حالی بعد از تحمل ١٨ماه حبس از زندان آزاد شد که بر اساس حکم دادگاه تنها به یکسال حبس تعزیزی محکوم شده بود.

زمستان سال گذشته نیز وی در حالی که به همراه پدر بزرگ و مادر بزرگش بر مزار مادرش رفته بود، توسط ماموران بازداشت شد. مادر این فعال دانشجویی در اثر شوک ناشی از هجوم نیروهای امنیتی به منزلشان فوت کرد.

متن نامه ی حسین رونقی که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندارمتو می روی به سلامت سلام ما برسان

آرش عزیز!

لحظه ای که پدر و مادرم گفتند که در حمایت از دوست و همراهت اعتصاب غذا کرده ای هم احساس شادمانی کردم، هم احساس ناراحتی! شاد بودم از اینکه همچنان محکم و استوار تو را در کنار خود می بینم و ناراحت از اینکه با وضعیت بد جسمی خود دست به اعتصاب غذا زده ای. خوب می دانی استواری، صبوری، استعداد، صداقت و لطافت روحت چیزی نیست که من فراموش کنم.

برادر عزیزم

می دانم بعد از آنکه ۱۸ تیر ۸۸ توسط اطلاعات سپاه بازداشت و روانه عشرت آباد شدی، چه بر سرت آوردند و چه شکنجه هایی را تحمل کردی؛ می دانم بعد از عاشورای ۸۸ بازداشت شدی، چه یزیدانی تو را زجر دادند که تن رنجور و آسیب دیده ات و چشمان کبود تو گواه این واقعه کربلایی بوده است و می دانم امروز در سلول های انفرادی ظالمان با سربلندی ایستاده ای و همه شکنجه ها و سختی ها را تحمل می کنی اما تن به ذلت نمی دهی و در برابر استبداد سر خم نمی کنی تا همگان آزادگی و ایستادگی را از تو بیاموزند. نمی دانم رنج از دست دادن مادر به خاطر یورش دست نشانده های استبداد چیست، اما تو خوب می دانی و رنجش را می فهمی.

همرزم استوارم!

ما در دورانی واقع شده ایم که ارزش های انسانی به کلی از بین رفته و به جای آن ارزش های غیر انسانی نشسته است. دورانی که ستمگران به آزادگان و ارزش هایشان هجوم آورده اند. ما باید با صبوری، استواری و ایستادگی ظلمات و سیاهی ها را کنار بزنیم و به جای آن نور بنشانیم، ظلم را بر چینیم و جایش عدالت بر پا کنیم. هر دو می دانیم بیش از این برادری، استواری و آزاده بودنت بر من عیان شده است.

به همین دلیل از تو می خواهم که به اعتصاب غذایت پایان دهی. این خواسته همراه و همرزم توست. نهایتا امیدوارم به چنین نتیجه ای برسی برادر من. دعا می کنم این روشنی ستیزان بدانند که: «خانمان سوز بوده آتش آهی گاهی ناله ای می شکند پشت سپاهی گاهی»

*******************************

URGENT ACTION! GRAVELY ILL JAILED IRANIAN BLOGGER HOSSEIN MALEKI ON HUNGER STRIKE! HOW YOU CAN HELP!
http://ireport.cnn.com/docs/DOC-794268

amnesty calls for URGENT ACTION – PLEASE GET ACTIVE . and write .
Jailed blogger denied medical leave: Hossein Ronaghi Maleki
http://www.amnesty.org/en/library/asset/MDE13/034/2012/en/d08e3915-32ff-4019-aa42-e097a4bbde59/mde130342012en.html

PETITION:  Save Hossein Ronaghi-Maleki (Babak Khorramdin)